تبليغاتX
من یک آدم معمولی ام! - مقدسات
 

 

روجا گفت جایی خونده که " برنج "در واقع از "به رنج " می آد .

من یاد نگاه شوهر عمه کشاورزم می افتم ، که در مراسم عروسی پسرش به دیس های برنج نیم خورده و ضایع شده نگاه می کرد... چه نگاهی ...!

 

و یاد بچه گی های خودمان، که بعد جمع شدن خرمن ها، دوان دوان در مرزبندی " دشت " می دویدیم و گنجشک ها را کیش می کردیم تا دانه دانه خوشه های جا مانده از خرمن، جمع شود...

 

و یاد مامان، که محکم ترین قسم اش بعد " به ارواح خاک بابا "، چند دونه برنج یا یک تکه نونه، که می گیره تو دستش و میگه : "... به همین برکت خدا ! "

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:22  توسط روجا  |