|
پندیگ
|
|
|
|
||||
|
وبلاگ نویسی، مسافرین جزایر متروک رو یادم می آره ، که نامه هاشون رو تو بطری برای خواننده های احتمالی می فرستادند ... حالا ما تو اوج ازدحام نامه هامو تایپ می کنیم و پرت می کنیم به دنیای صفر و یک! برای خونده شدن... برای دیده شدن ... برای اثبات/ ثبت شدن!!! یه چیزی این وسط هست که با آدم تنها مونده تو جزایر فرقی نداره ... نمی دونم از جنس چیه ؟ یا بهتر بگم نمی تونم توصیفش کنم ... فرض می کنم وب نویسی به این سبک و سیاق نباشه یا هنوز بصورت نوشته های داخل بطری باشه! تصور جوی ها و رودخونه ها بانمکه ! پر از بطری های (گمونم) پت ! اتفاقی دستت رو دراز می کنی بطری را باز می کنی و می خونی !!!! دوست داری یا دوست نداری ... ...و برمی گردم به فضای صفر و یک اطرافم. همینطور که باد به صورتم می خوره تصور می کنم که چقدر حرف، چقدر آرزو و چقدر درد، چقدر هیجان ... سوار بر دو عدد، در فضای اطرافم جاریه و به صورتم می خوره ... از کنارم عبور می کنه ... انگار هزار هزار آدم نامریی بغل ام کرده باشن ...
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 14:8 توسط روجا
|
|
|||||
|
|||||