|
کمتر تحمل اشکی را داریم که خود به چشم کسی می آوریم. (م.پروست)
|
|
|
|
||||
|
- دیگه بزرگ شدی … این جمله آشنا رو همه شنیدیم ولی برای همجنسان من نشانه این بزرگ شدن فرق می کنه... دردناک و خونین...! و از همه بدتر همراه با شرم و سرافکندگی ! تمام نگاهها بتو می گه که باید قایمش کرد. و شرمنده بود از بودنش ... در هر سوراخی و به هر نحوی که بشه ... مبادا که کسی بفهمه و بدونه ... اگه خیلی بی پروا = بی حیا !! باشی سالها بعد، یاد می گیری که راجع بهش حرف بزنی نه فقط با همجنسان خجلت زده ات!؟ بلکه با مردها هم ! برای مردها بزرگ شدن همراه با غرور و سربلندیه که حتی گاهی احمقانه هی بهشون تزریق می شه به همون مسخرگی که شرم از زن شدن به زنها تزریق می شه ... نشانه های این فرهنگ را در هر خانواده ای میشه دید از عکس های عریان پسرها در کودکی(نمی شناسم پسری راکه همچین عکسی از کودکی نداشته باشه) و ...در مقابل پنهان کردن و پوشاندن تمام تغییرات طبیعی جسمی دخترها ... به عنوان یک مثال عینی، با رشد سینه ها در اغلب دختر ها همراه با قوز شدن برای پوشاندن این زائده های غیر طبیعی !!! آنهاست. حتی ممکنه بیان نشه ولی شرایط وادارت می کنه که پنهان کنی ... پسرها یاد می گیرند که به جسمشون ببالند و دخترها باید سالها بگذره، تا اگه خیلی خوش شانس باشند به جادوی زیبایی و قدرت جسمشون پی ببرند. اگه ... چیزی که کفر منو در می اره اینه که این به اصطلاح شرم !!! ارزش شده و این پنهان کاری شده نماد نجابت! طوریکه من بعد از نوشتن این صفحات اول از همه مورد عتاب و خشم مامان قرار می گیرم اگه مطلع بشه ! ولی بذار بشه ... من از دخترهایی می نویسم که همش باید بجنگند ... با طبیعتشون ! چزاکه یه باور غلط زندگیشون رو به صحنه جنگ تبدیل کرده! اونها شدن نماد گناه ! عامل ایجاد گناه ! تو مذهب تو عرف و حتی تو باور خودشون و تو هر چی که فکر کنی ... این غلطه ! من این جنگ رو زندگی کردم... می کنم! یاد دختری می افتم که بعد اولین خون ... درد به سراغش اومد و پشتش این سوال، که چرا درد ؟ اگه این موضوع جز طبیعت زنهاست چرا باید همراه با درد باشه ؟ و این درد همیشه همراه زنها باشه ...پرسیدم وخوندم ولی جوابی نبود..اگه بود هم به درد خودشون می خورد. دختران حوا بایست جور گناه ؟؟؟ مادر را تا ابد می کشیدند! ... چه مزخرفاتی ! نوجوان بودم و پر از شر و شور تعارض ... مامان که همیشه مخالف داروهای شیمیایی بود، سیستم حوله داغ و یا استفاده از کیسه آب گرم و در موارد خیلی حاد هم یک چهارم ایبوپروفن رو تجویز می کرد. که من از هیچکدوم استفاده نکردم. لج کرده بودم می افتادم یه گوشه. از درد زمین رو چنگ می زدم . و همش به خودم می گفتم : ... این درد رو یادت باشه ! این درد کشیدن بی دلیل ... یادت نره... یادت نره ... درد می پیچید و چیزی می خواست کنده بشه که نمی شد... ادامه داشت می لرزیدی و از حرص دندوناتو بهم می سابیدی ... متنفر بودم ... نفرت با درد ! سالها گذشت . تو خوابگاه دخترهایی رو دیدم که تمام مدت پریودشون دردداشتن و حتی قبل و یا بعدش ... گاهی باید یکیشونو می بردیم دکتر،کار به آمپول و سرم می رسید. یادم نمی ره زهرا، تو خوابگاه صنعتی یه بار جوری از درد، دستامو چنگ زده بود که ناخوناش تو گوشتم فرو رفته بود .... و من همش می پرسیدم : چرا ؟ هنوز قرص نمی خوردم. کز می کردم یه گوشه و از زور درد اخلاقم عین سگ می شد. اینو نگار بعدها گفت. " عین سگ می شدی !" نمی دونم چی شد که شروع کردم به قرص خوردن... شاید شبهای امتحان بود ... ولی شروع کردم ... حالا منی که واسه هیچ چیز قرص نمی خورم، اولین گزوگزها که شروع میشه، اولین قرص رو با یه قلپ آب می خورم و تمام حرفهای مامان مبنی بر مضر بودن این قرصارو پشت گوش می اندازم . تو این روز 4 تا ایبو پروفن 400 می خورم، لمس و کرخت منتظر می شم تا تموم شه ! درد تموم شه ! دردی که هنوز چراشو نمی دونم . ولی حوصله شو دیگه ندارم . راستش حوصله پنهان کردن پریود بودن رو هم ندارم . توضیح می دم اش، می گم که عنق ام می گم که روحم هم منتظره یه تلنگره و من هیچ ایبو پروفنی واسه اون ندارم ... هر فکری خواستین بکنین هر فکری ... حقیقت اینه که این یه واقعیته ماهیانه است . که دارم باهاش زندگی می کنم و نمی خوام دیگه پنهانش کنم ...صاف می رم تو مغازه تو چشمای یارو نگاه می کنم و می گم : یه بسته نواربهداشتی مبارک ! و یه بسته قرص ایبوپروفن ! می دونستی که این قرص هم تابو شده ! اینا واسه این نیست که میخوام متفاوت باشم. حتی نوشتن این ها اینجا هم واسه این نیست که تابو شکن باشم .... من 25 سالمه و دیگه خودنمایی واسم تو اولویت نیست، بلکه می خوام راحت باشم و رها باشم از کابوسها و تابوهای احمقانه ... بحث چرا رو هم گذاشتم کنار هزار تا چرای دیگه که بشه ۱۰۰۱ ! واسه این که این طور بشه ، اینو باید گفت. تا دونسته بشه که بابا این قضیه وجود داره و مهمتر از اون: اینکه بده، غلطه ! بلکه اطلاعاتمون راجع بش بالا بره! نحوه برخوردمون ! خود ما زنها و صد البته مردها ... چه اونهایی که دورند و چه اونهایی که نزدیک ترند. ...
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 14:29 توسط روجا
|
|
|||||
|
|||||