- ونوشه یعنی بنفشه -

 

اون روزها ، هر از گاهی که از دست کتک های مامان فرار می کردم، می دوییدم بیرون!  تپه ای بود پشت خونه ، بلند و دور برای پاهای کودکانه من!

بعد باغ بلال ، بعد  پرچین های پر خار تمشک، بعد عبور از گل های زرد  قشنگ بدبو که کسی دوسشون نداشت، می رسیدی به نوک اش.. فتح اش، فتح دنیا بود... تمام برنجکاری ها، تمام دنیا زیر پای من بود. دراز می کشیدم روی علف های خیس رو به آسمون ، زیر آفتاب و  گوشه کنارها می گشتم دنبال بنفشه ها!  پر بودم از نمایشنامه های تک نفره ...