دوتا فیلم دیگه دیدم یکی " شرم " مال "اینگمار برگمن"؛ می دونی برگمن از اوناس که بهش میگم "جانور" ! فضای فیلم اونقدر طبیعیه که تو واقعن باور می کنی که مرد آروم اول داستان، قادر به آدم کشتنه!!! اونم نه فقط یه بار! یه نکته دیگه هم سیاه سفید بودن فیلمه ... اصولن من از فیلم ها و عکس های سیاه سفید (یا با تعداد رنگهای کم) خیلی خوشم می آد... و نماهای نزدیکی که از زن فیلم می گیره ! تصویر نزدیک از چشمها و مردمک های ترسیده حسی رو منتقل می کنه که به سختی از خاطر می ره !
دومی هم یه فیلم به اسم Carlito Way مال "برایان دی پالما"! آل پاچینو و شون پن ... خب آل پاچینو بازیگر مورد علاقه من نیس... اما خیلی قویه. می دونی من هنوز واسه اون صحنه تو پدرخوانده که می زنه تو گوش زنش، ازش متنفرم! اونقدر خوب بازی کرده که هربار یاد اون صحنه می افتم می خوام خفه اش کنم... ازین فیلم گانگستری ها... بکش بکش... مرام و معرفت و رفیق و خیانت و ... همینا دیگه ... الحق که شون پن هم خفه کردنی بود تو این فیلم ...
اوضاع گوشم ؛ هی ... درد که هس ! سمت راست صورتم هم از دیشب داره، هی باد می کنه ... یه بالشتک هم زیر چشمم درس شده مراحل تغییر رنگ رو از صورتی به قرمز طی کرده گمونم تا بنفش بادمجونی بره ! J
هوم م م ... دیگه چی ؟ قیلن هم راجع به کلافگی گفتم ... پس دیگه چیز جدیدی نمی مونه !