- رنج -
- رنج-
یکی از .......
و دیگری از ......
من در رنجم از شاهد بودنم
همچنانی که روز از شب
یکی از ......
و دیگری از ..........
من در رنجم از باید به آن اندیشیدنم
همچنانی که زندگی به مرگ
یکی از ..........
و دیگری از .............
من در رنجم از یاری نتوان کردنم
همچنانی که دل از سینه
اریش فرید- خسرو ناقد
شعر رو لت و پار کردم.
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر ۱۳۸۷ ساعت 0:11 توسط روجا
|