من به بهانه های کوچک خوشبختی خود می نگرم !
- « ... من بهت غبطه می خورم. وقتی از شادی هات صحبت می کنی . از چیزهایی کوچکی که چشاتو لبریز از شادی می کنه . از یک لیوان چای داغ وقتی که خیلی خسته ای . از یک نیمروی عسلی با فلفل فراوون وقتی که گرسنه ای ! از لقمه برداشتن دیگرون وقتی که تو غذا پخته باشی ! چشات برق می زنه از خوشی ....»
من در تمام این مدت به یک جمله فکر می کنم : بالاخره احساس پاک شدن می کنی سهراب ؟ *
* : جمله ای از کتاب بادبادکباز نوشته خالد حسینی
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۸۶ ساعت 12:12 توسط روجا
|